قهرمان ميرزا عين السلطنه

3663

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

و شنيده نشد مثلا گمرك محمره را كه خواست ضبط كند مبلغى به‌عنوان مقررى به شيخ خزعل داد . گمركات بنادر فارس را خواست ضبط كند همين‌طور مقرريها داد تا كم‌كم خورد خورد يك ادارهء صحيحى درست كرد . نه مثل شوستر ، نرسيده ، نديده ، نسنجيده يك مرتبه اسب از زير پاى او بكشد ، خانهء او را ضبط كند ، ملك او را حراج كند . يك چوب به دست گرفته در اين مملكت مغشوش همه را جلو انداخته براند . روس است باشد ، انگليس است باشد ، خان است باشد ، شاهزاده است باشد ، سردار است باشد . اين است نتيجهء كم‌صبرى و بىفكرى و بىاطلاعى . هيچ‌كس به او نگفت يا گفت نگذاشتند بشنود بابا اينجا ايران است اينجا امريكا نيست . شايد يك نفر داراى صد هزار تومان مكنت باشد اما شب نان نداشته باشد ، يا صد تومان بخواهى نتواند همان ساعت بدهد . و تيره و روش اين مملكت قسم ديگر است . در اينجا لازم است تمثيلى بياورم . بانك شاهنشاهى و قروض اعيان اوايل آمدن بانك شاهنشاهى مردم هجوم آورده هى پول قرض كردند . پدر ضامن پسر شد ، ضامن پدر پسر . بعد از چندى بانك سر افتاد مبلغها پول برده‌اند و از هركس مطالبه مىكند . بنابر رسم ايران امروز و فردا مىكند و ابدا اعتنا ندارند كه به شرف آنها برمىخورد . يا دروغ بد است . آن‌وقت بانك گمان كرد اينها فقير و گدا هستند . داخل خانهء هريك از آنها شد ديد تمول از در و ديوار خانه و اطاق و اثاث البيت خانه مىبارد . جوياى مكنت آنها شد ديد هركدام ضياع و عقار كلى دارند ، شايد صد پارچه ملك شش‌دانگ دارد . تعجبها كردند كه چرا بايد كسانى كه داراى آنقدر تمكن و مكنت هستند در اداى قرض خود به اين اندازه مسامحه نمايند . اين بود استشهادى تمام كرد و مجلّه‌اى نوشت براى سرمايه‌داران انگليس كه بانك شاهنشاهى را در ايران برقرار نموده بودند كه من به كسان بىبضاعت قرض نداده‌ام كه پول شما و سرمايهء شما از بين برود . اما رسم ايران است كه وعده خلافى مىكنند و امروز و فردا . آن‌وقت تمول اشخاصى را كه مديون بودند ذيل « 1 » داده و اغلب مردم امضاء كردند تا رفع اتهام از بانك ايران در انگليس شد . آخر الامر اين مطالبات را به مأموريت يكى دو نفر از پيشخدمتهاى شاه شهيد وصول كرد و ديگر به ضمانت پول نداد كه نداد .

--> ( 1 ) - ذيل داده - مراد از اين است كه در زير نوشته جا براى امضاء گذاشته شده . ( مسعود سالور )